نصیحت پدرانه
سلام پسرم یه داستان قشنگ خوندم . با خودم گفتم چقدر خوبه تو هم بعدا بخونی . هر چند میدونم تو هیچوقت مثل پسرک تو قصه نمیشی . روزی روزگاری درختی بود …. و پسر کوچولویی را دوست می داشت . پسرک هر روز می آمد برگ هایش را جمع می کرد از آن ها تاج می ساخت و شاه جنگل می شد . از تنه اش بالا می رفت از شاخه هایش آویزان می شد و تاب می خورد و سیب می خورد با هم قایم باشک بازی می کردند . پسرک هر وقت خسته می شد زیر سایه اش می خوابید . او درخت را خیلی دوست می داشت خیلی زیاد و در خت خوشحال ب...
نویسنده :
مامان و بابا
14:36



