دو ماهگی عشق مامان
سلام عسل مامان ایندفعه دیگه واقعا دیر تر از همیشه اومدم ببخشیدناراحت اخه شما خواب که هستی و من هر وقت میام کامپیوتر و روشن میکنم سریع بیدار میشی در صورتیکه اگه نیام سمت کامپیوتر شاید یه سه چهار ساعتی بخوابیسبزجالبه نه پسر گلم تو این یک ماه شما کلی بزرگتر شدی و دیگه تقریبا من و بابایی رو میشناسی.الهی قربون اخلاق خوبت برم بجز وقتایی که دل درد داری و گشنه هستی و خوابت میاد وجیش کردی (دیگه وقتی نمیمونه ) همیشه برای من و بابایی میخندی و حرف های نامفهوم میزنی.ودیگه خیلی بیشتر با اسباب بازیهای صدادار و پر رنگت سرگرم میشی.به طرف صدا برمیگردی و اسباب بازیاتو دنبال میکنی... ماجرای واکسن دو ماهگی:چون من اصلا دلم نمیومد که ببرمت برای واکسن و...
نویسنده :
مامان و بابا
16:44




