سوغاتی
هووووووووووووووووووووورا بابایی دیشب برگشت
و واسه پسر خوشکلمون یه سوغاتی خومشل اورد که عکسشو گذاشتم.
چون هنوز ما واسه نی نی مون هیچی سیسمونی نخریدیم این اولین لباس نی نی گولو محسوب میشه![]()
تازه دیشب که بابایی دلش واسه نی نی ش خیلی تنگ شده بود یه بازی جالب کرد.بابایی چراغ قوه گرفت روی شکمم تا نی نی نور رو بتونه احساس کنه و قند عسل مامان که تا حالا نور ندیده بود یه دفعه یه تکونی خورد که من ترسیدم و جیغ کشیدم![]()
ولی کلا بازی بامزه ای بود چون بعدش که به نور عادت کرده بودی دیگه یواش یواش تکون میخوردی و بازی میکردی.![]()
عزیزم میدونی که مامان و بابا به اندازه ی همه ی ستاره ها دوست دارن؟![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سوغاتی
